

|
برای آرزوهایی که می میرند سکوتی میکنم غمگین تر از فریاد...
|
من در کجاي زندگيم ايستاده ام؟؟؟
من که در کوچه پس کوچه هاي شهر انتظار گم شده ام
در کجاي زندگيم ايستاده ام؟؟
من که با کورسوي فانوس قديمي ام به روشني دل بسته ام
کجا ايستاده ام؟؟
من که در کوله بار سفرم چيزي جز عشق نبود
کجا ايستاده ام؟؟
بر بلنداي آسمان اندوه يا در اعماق درياي غم؟
کجا ايستاده ام؟؟
با توام... با تو که امروز نيستي و ديروز تنها تو بودي،
با تو که خلاصهء زندگي ِ گم شده ام شدي و سنگيني کوله بارم.
با تو که اول عشق هايم بودي و پايانش.
تو بگو...
تو بگو من کجاي زندگيم ايستاده ام؟
