

|
برای آرزوهایی که می میرند سکوتی میکنم غمگین تر از فریاد...
|
شب سردي است و من افسرده ...
راه دوري است و پايي خسته ، تيرگي هست و چراغي مرده
مي کنم تنها عبور از جاده ، دور ماندند ز من آدمها
سايه اي از سر ديوار گذشت ، غمي افزود مرا بر غم ها
فکر تاريکي و اين ويراني ، بي خبر آمد تا با دل من
قصه ها ساز کند پنهاني ، نيست رنگي که بگويد با من
اندکي صبرسحرنزديک است ، هردم اين بانگ برآرم از دل
واي اين شب چقدر تاريک است ، خنده اي کو که به دل انگيزم؟
قطره اي کو که به دريا ريزم؟ ، صخره اي کو که بدان آويزم ؟
**************************
این آخرین مطلبی بود که اینجا آپ کردم...فردا از اینجا میریم...میریم به یه شهر غریب
نمی دونین چه حالی دارم... دلم برای همتون تنگ میشه![]()
عسل، صدف ، مینا... همتونو دوست دارم![]()
منو فراموش نکنید...
خیلی از آینده می ترسم برام دعا کنید...![]()
![]()
